نویسنده : jaber lion ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧

 
     
انقلاب اگر از قرن هفدهم میلا دی در غرب رواج یافت و به واژه نامه های سیاسی راه پیدا کرد، اما در ایران از زمان انقلاب مشروطه در ابتدای قرن بیستم میلادی- ۱۳۲۴ هجری قمری- رواج پیدا کرد


انقلاب مشروطه در ایران به آنچه که خواست مشروطه خواهان بود نرسید اما حداقل، این فایده را داشت که انقلا ب را وارد واژه نامه سیاسی ایرانیان کند و افکار عمومی را برای پدیدآوردن انقلا بی دیگر همچون انقلا ب مشروطه، اما کامل تر و سنجیده تر از سلف خود فراهم سازد.
نخستین جرقه انقلا ب اسلا می ۱۳۵۷، اگر چه در حوادث مربوط به قبل از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و حوادث پس از آن با اعتراض امام خمینی(ره) به حق ناحق کاپیتولا سیون زده شد، اما زمینه بروز انقلا ب ۵۷، از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فراهم شد، زمانی که محمدرضا پهلوی به مدد شکست دولت مردمی دکتر محمد مصدق توسط دوستان انگلیسی و آمریکایی خود، از ایتالیا به ایران بازگشت تا اینگونه وانمود کند که تعطیلا ت خوبی را در اروپا سپری کرده است.
محمدرضا شاه را پس از ۲۸ مرداد ۳۲، با آنچه پیش از آن بود نمی توان یکسان قلمداد کرد. کودتای ۲۸ مرداد و شکست دولت مردمی دکتر مصدق، درس خوبی برای شاه بود.محمدرضا، کشورداری را نیاموخته بود. خام بود و بی تجربه. اما کودتایی که برای بازگرداندن او به ایران اجرا شد، گام بلندی بود برای تثبیت ظاهری حاکمیت او. او از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ قدم در مسیر تازه ای گذاشت که اگر چه در ظاهر او را به سوی اقتدار سوق می داد، اما در باطن، روند سقوط او را سرعتی افزون تر می بخشید.
در این میان ظهور یک روحانی برجسته و مرجع تقلید بلندپایه همچون روح الله خمینی که دین را از سیاست جدا نمی دانست به روند سقوط شاه سرعتی دو چندان داد. اگر چه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ موجب شد محمدرضا پهلوی، حرکت خود به سمت سقوط را آغاز کند اما اگر شخصیتی همچون امام خمینی(ره) ظاهر نمی شد، بعید به نظر می رسید این مسیر به سرنگونی نظام پهلوی منجر شود.
امام خمینی(ره) با دم مسیحایی، جان تازه ای بر کالبد نیمه جان مردم خسته از تکرارها دمید تا نظر همگان به سمت تئوری انقلا ب ها جلب شود، انقلا ب هایی که در غرب به انتها رسیده بود اما التهاب آن در شرق هنوز ساری و جاری بود. اگر چه فردریش نیچه، فیلسوف مشهور آلمانی و گوستاولوبن روانشناس اجتماعی فرانسه، انقلا ب را ترکیدن عواطف وحشیانه و از بند رسته و ویرانگر توده می دانستند و یک سر به نفی آن می پرداختند، اما آن روزها سخن چپ هاهواخواه بیشتری داشت و مقبولیت بیشتری نزد عامه ایرانیان پیدا می کرد. چپ ها به دفاع از انقلا ب های اصیل ضد استبداد با هدف استقرار دموکراسی می پرداختند و انقلا ب های بزرگ سیاسی و اجتماعی را وسایلی ناگزیر برای پیشرفت به سوی جامعه ای می دانستند که در آن آزادی و برابری حاکم باشد، هر چند که آزادی و برابری در یک جا با هم نمی گنجند.
سردسته تفکرات چپ های طرفدار انقلاب، مارکس بود با آن سخن معروفش که «انقلا ب، لوکوموتیو تاریخ است»; گویی برای پیشرفت و توسعه، راهی جز انقلا ب نیست. آن روزها در ایران اگر چه تفکر حاکم بر جامعه، تفکری انقلا بی و برخاسته از تفکرات چپ بود، اما این موجب نشد تا انقلا ب ایران مشابه انقلا ب های دیگر جهان باشد.
هدف انقلاب ایران، تنها استقرار آزادی و دموکراسی و نفی سلطه بیگانگان نبود، بلکه برقراری حکومتی اسلا می را سرلوحه قرار داده بود، حکومتی که پیش از پیروزی انقلا ب اسلا می، از سوی معمار انقلا ب، جمهوری اسلا می نامیده شد و اینگونه بود که شعار«استقلا ل، آزادی، جمهوری اسلا می» به کوتاه ترین و گویاترین شعار انقلا ب ایران تبدیل شد. قرار بود حکومتی استبدادی و وابسته سرنگون شود تا حکومتی مبتنی بر رای مردم و مستقل روی کار آید، حکومتی که مبنای آن موازین اسلا م بود. مردم، آن زمان، هم از رخت بر بستن موازین دینی از جامعه نگران بودند و هم از فقدان آزادی می نالیدند. به همین دلیل هم بود که اسلا میت و جمهوریت را در کنار یکدیگر قرار دادند و آن گونه که رهبر انقلا ب ندا سر داده بود، به جمهوری اسلا می رای دادند; «نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد».
اکنون که وارد چهارمین دهه از عمر انقلاب اسلا می می شویم، فرصت مناسبی است تا راه هایی را که آمده ایم بررسی کنیم، از فراز و فرودها درس بگیریم و آینده ای روشن تر را با رشد و توسعه روزافزون برای کشور رقم بزنیم.

نویسنده : حمیدرضا شکوهی








كد تقويم

كد چت روم