نویسنده : jaber lion ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٧

 همه جای زمین کربلاست ، همه روزهای آمده و نیامده عاشوراست.


در عاشورای حسینی چشم های زینب (س ) واژه های سرد گریه را به گونه ها جاری نمی کند تا خطبه "والتین والزیتون "زینبین و نشائتین از گلوی تاریخ جاری شود.
آسمان همنوا با نماز زینب (س ) بر هفتاد و دو سوره بر زمین افتاده ، گریه می کند و کسی از ناله های دل زینب (س) جز آسمان خبر ندارد و انگار ابرها همه عالم در دل لیلا گریه می کنند .

زخمه زخمی ترین فریاد زینب (س ) بر گلوی بغض کرده آسمان می ساید و تاریخ ، سرخ ترین لحظه خویش را ورق می زند و زبان زینب (س )خطبه ای به وسعت همه تاریخ مظلومیت حسین (ع ) را طنین انداز می کند.

"عاشورا"روزسربلندی دست های عباس (ع )است ، روز سرافزاری کویر لبان علی اصغر،  روز سپید لباس دامادی قاسم ، روز رشادت رشید و روز دشت تفته کربلا روز انتقام مشک بی آب عمو، انتقام بارش تیر عدو، انتقام یک سپاه بی علم ، انتقام دست گردیده قلم، انتقام گوشواره پر زخون ، انتقام معجر از سربرون ، انتقام سیلی اندر کوچه ها و آن سرخونین روی نیزه ها، انتقام خیمه های سوخته ،انتقام آتش افروخته 

عاشورا فرا می رسد و زینب (س ) از تیر فاجعه کوفیان دل پرخونی دارد، عمه سادات بر گیسوان پریشان خیمه شانه می زند و در گریه های شبانه سجاد(س ) در غم خویش سنگ صبور می ماند ،

عاشورا فرا می رسد و سکوت کوفیان خود خیانت دیگری است واین سکوت به مرگ می ماند و مردنی دیگر و شمع ها برافروخته می شود و در ماتمکده جهان، چادر مشکی عزا بر سر انسانیت فرو می نشیند

دشت،پر از عباس، قاسم، علی اکبر و جعفر می شود و اذان آزادی به وقت عاشورا منعکس می شود و گاه آن رسیده است تا زینب کربلا را منتشر کند تا مبادا کربلا درکربلا و سرنی در نینوا باقی بماند

عاشورا فرا می رسد و صور اسرافیل از نفیر بلندای کربلا در همه جای زمین از گلوی بریده حسین (ع) انتشار می یابد تا مردگان تاریخ زنده شوند و حقیقت در پستوی خانه ها نهان نماند

به راستی کدام چشم است که مروارید اشک درغمت نساییده باشد و گونه ای در شهادت تو، تر نکرده باشد

آنگاه که در غروب غربت غمگنانه تو، آسمان بارشی جز ماتم و اندوه در دل گرفته خود ندارد چه بسیار ایستاده اند و بر سینه می کوبند، به یاد سردار نینوا،  سردار زخم و تشنگی و به "والتین والزیتون زینب (س ) امام حسین (ع ) 

برای شفاعت یوم الورود سوگند می خورند که مگر روزی بالاتر از عاشورا و زمینی پاکتر از کربلا هم وجود دارد 

مویه کنان ، گریه می کنند، یعنی گریستن بر تربت پاک تو یا حسین (ع )عبادت است و تمسک به بارگاه تو، کرامت است و آب در اینجای تاریخ گواه می دهد که "اشهد انک قداقمت الصلاه " و آب این پاکترین جاری زمین، برای منزه شدن خویش ، تیمم به تربت خاک کربلا می کند

کدام چشم است که خورشیدی بر روی نیزه دیده باشد و از نفیر گلوی بریده خورشید، کدام گوش است که آیه رستگاری انسان را نشنیده باشد

خصوصیت مصیب تو چنان است که تمام مصیبت زدگان عالم را مصیبتشان به تسلیت و آرامش نشاند و عمومیت مصیبت تو در این است که احدی از مردم در مصیبت تو فارغ از غم نیست و اگر نه این است که ما را به صبر امروز از خزع نهی فرموده اند هرآینه تا خشک شدن اشک چشم برتو می گریستیم و حرکت امام حسین(ع) تبدیل به جریان فکری شد تا آزادگی و آزادی خواهی را در جهان منتشر کند و پس از او روزهای قیام عاشورایی شوند و شهادتگاه زمین نام کربلا برخود بگیرند

در کربلا تمام خوبی های جهان به رهبری امام حسین (ع )در یک سو و کل بدهای عالم به سرکردگی بدعت گزاران دین رسول الله (ص )و بنی امیه در سوی دیگر قرار گرفت تا حقانیت حسین (ع) پس از قرن ها همچنان در آستانه جهان هستی بدرخشد

ای جاده های پرشیب و نشیب رسیده به کوفه، زیرپای کاروان آرام شوید، ای مرکب های چمند و چموش ، راهبر باشید، زینب (س )می خواهد رقیه را در آغوش بگیرد و غبار خستگی کاروان را با اشک چشمان خود بشوید

گذار گستاخی شمشیرها و نیزه ها در سیب ستان قتلگاه در اوج خود می رسد و صدای ضجه نخل ها در صدای باکره ابرهای خورشید گم می شود .

اینک شور عزای حسینی به اوج خود رسیده و کودک و جوان و پیر در این مصیبت اشک ماتم جاری می کنند و صدای طبل و بوق شیپور در مساجد و حسینیه ها طنین انداز شده است.







كد تقويم

كد چت روم